مادر بزرگ(2)
چند هفته ای است مهمان ماست و الان جزوی از اعضای خانواده ما .تصورش این است که به خاطر حضور اوست که ما عین سگ و گربه به جان هم می افتیم و هی تهدید به رفتن می کند ولی نمی رود ...
پ.ن.1: مادر بزرگ 1
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۹ ساعت 14:40 توسط سمیه گروسی نژاد
|
پیاده روی های طولانی من پایانی نداشت