مادر بزرگ(2)
چند هفته ای است مهمان ماست و الان جزوی از اعضای خانواده ما .تصورش این است که به خاطر حضور اوست که ما عین سگ و گربه به جان هم می افتیم و هی تهدید به رفتن می کند ولی نمی رود ...
پ.ن.1: مادر بزرگ 1
چند هفته ای است مهمان ماست و الان جزوی از اعضای خانواده ما .تصورش این است که به خاطر حضور اوست که ما عین سگ و گربه به جان هم می افتیم و هی تهدید به رفتن می کند ولی نمی رود ...
پ.ن.1: مادر بزرگ 1
آشتی با کتابخانه عمومی خیلی برایم بد نبود آن هم برای منی که معمولا دلم می
خواهد و نمی توانم تمام کتابها و نشریاتی که دوست دارم را یکجا داشته باشم (نه تنها به دلیل اقتصادیش بلکه فضای نگهداریشان هم مزید بر علت است .)آنجا این
فرصت را دارم تا همه اش را با هم داشته باشم ،به همه جا سرک بکشم و حتی چیزهای جدیدی
کشف کنم .یکی از مهمترین کشفیاتم در این چند روزه که کلی هم هیجان زده ام کرده
،خردنامه همشهری ویژه داستان است. این ویژه نامه زیر مجموعه روزنامه همشهری است و با
اینکه در سازمانی دولتی چاپ
شده ولی کاری آبرومند را ارائه داده، یک ویژه نامه خوش
ترکیب(در قطع کتاب) با جلدی زیبا ،تصاویر عالی و مطالب بسیار خواندنی در مورد داستان و مسائل مربوط به آن، (همه چی
در مورد داستان )...
اگر علاقمند به ادبیات داستانی هستید، از این فرصت استفاده کنید و ویژه نامه داستان را بخرید و از خواندن مطالبش لذت ببرید .
پ.ن.1:یک ذهن چاق :"براي پي بردن به ميزان سلامت اشتهاي ذهني يک انسان، يک رساله کوتاه و خوشخوان با موضوعي عامهپسند (در واقع يک کلوچه ذهني) به او بدهيد. اگر با علاقه زياد و تمرکز کامل آن را خواند و بعد از خواندن توانست به سوالاتي در مورد موضوع رساله پاسخ دهد، ذهنش در بالاترين سطح فعاليت قرار دارد..."
مدتی نبوده ام و در این مدت یک بیمار روانی یا بهتر است بگویم یک بیمار جنسی به جای من هرجا که دلش خواسته گفته و نوشته ... آن هم نوشته های شرم آور !
هی تو بیمار جان ؛اینجا فضای مناسبی برای تسویه حسابهای شخصی نیست آن هم در پوشش و نام یک نفر دیگر!