خمیدگی پشتش 60 درجه نبود 45 درجه بود ، دستش را پسر نوجوانش گرفته بود و دنبال خودش می کشید.آفتاب داغ لعنتی 90 درجه به مغزم می تابید . مغزم ذوب شد .

از چشمانم فوران زد!