روزنامه مثل غذا می مونه، مثلِ فیلم،کتاب،چای ، سیگار، که باید خورد و دید و نوشید و کشید و اگر نباشد یه جای کار لنگ می زنه ...گاشفته می شی!

من خوره روزنامه نیستم ولی دقت که می کنم ،می بینم همیشه روزنامه پای ثابت زندگیم بوده ، چه آن دورانی که کیهان می خوندم و یالثارات و چه بعدترها که خط فکریم عوض شد،بزرگتر شدم و رفتم سراغ روزنامه شرق ر (به جرات می تونم بگم یکی از بهترین روزنامه هایی بود که می خواندم.) شرق که توقیف شد، روزنامه ای نبود تا جایگزینش کنم ، اجبارا به همان قدس و خراسان محلی خودمان اکتفا کردم تا اینکه با اعتماد ملی آشنا شدم و چون این یکی هم از گزند سانسورچی ها در امان نماند و توقیف شد ، به سراغ اعتماد رفتم .

 درست زمانی که رئیس دولت کشورمان می گوید ، ایران در دموکراسی مطلق به سر می برد (و ما هم کماکان شاهد اجرای روزانه این دموکراسی هستیم ! ) نوک پیکان به سمت اعتماد چرخید و ...

ظاهرا چاره ای ندارم جز اینکه برگردم به عقب ، به قرون وسطی و دوباره کیهان خوانی را شروع کنم !

تنها دلیلش هم این است  که هیچ وقت توقیف نمی شود!(با وجود اینکه بارها و بارها آدمهای درست و حسابی از سردبیرش شکایت کرده اند، نه تنها هیچ اتفاقی برایش نیفتاده که جا پایش محکم تر هم شده !!)

و البته، خبر همان خبراست ، فقط موقع خواندن باید معکوسش کنم !