تبليغاتX
اگر شبی از شبهای زمستان مسافری ...
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه ...*|پنجشنبه 29 اسفند1387-20:39
 

داری فکر می کنی ؛

به همه کسانی که دوستت داشتند ، دوستشان داشتی ، همه آنهایی که از دست داده ای ، کسانی که غیر از آن چیزی بودند که همیشه تصورش را می کردی ...

حالا می بینی خودت هم غیر از آن چیزی هستی که تصورش را می کنند .

داری فکر می کنی؛

اینجا یک ۴ دیواری بزرگ است .

از هر طرف که می روی به دیوار می خوری ....

 اینجا همه بیمارند...دچار یک بیماری لاعلاج!

***

سیگار بعدی را روشن می کنی

رد غلیظ رژ صورتی روی ته سیگار ها باقی مانده ...

***

این تصویر هم تکراری شد  

بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم!*

-------------------------

* زمستان_ اخوان ثالث

 

 

نوشته شده توسط سمیه گروسی نژاد |