تبليغاتX
اگر شبی از شبهای زمستان مسافری ...
چقدر تنها و آزادم و این آزادی بیشتر شبیه مرگ شده است!|شنبه 23 آذر1387-11:59

۱. همیشه تصورم از نابرابری عمل ها و عکس العملها این بوده که اگر یک طرف معادله با آن طرف دیگر برابر نباشد زمین کج می شود و بعد همه چیز سقوط می کنند و توی فضا معلق می شوند ...

"من هزاران معادله نابرابر دارم."

۲.اختیار:

قضیه به این صورت است که ، یک کیلو سیب گندیده در اختیارت قرار می دهند و بعد اجازه می دهند که از بینشان یک کیلویش را جدا کنید !

۳.لئون:

-گلدانی که همیشه همراهش بود .

-خوکی که تو آشپزخانه داشت .

- ماتیلدا

لئون(ژان رنو): هر لحظه از زندگی ات در حال تغییر است ..

تو نیاز داری بزرگتر بشی !

ماتیلدا(ناتالی پورتمن): من رشدم توقف کرده ... من فقط پیرتر می شم!

برداشت آزاد:انسانهای تنهای تنهای کاملن تنها!

۴.گشت ارشاد:

مجموعه ای از احمقهای فضول...

"من پوششم عوض میشه تو سطح قضیه اینه / تو با مغزت چه می کنی که تا قیامت اینه"

------------------------------------------------------------------------

پ .ن.۱:توازن!

پ.ن.۲: با این همه آزادی عمل چه کنیم ؟!

پ.ن.۳: عنوان فیلم

پ.ن.۴: ایضن چشم چرانهای حرفه ای

نوشته شده توسط سمیه گروسی نژاد |