تبليغاتX
اگر شبی از شبهای زمستان مسافری ...
زیستن سخت ساده است ....|پنجشنبه 6 تیر1387-11:11

 

ساده است نوازش سگی ولگرد شاهد آن بودن که چگونه زیر قلتکی می رود          

 "و گفتن که سگ من نبود "

ساده است ستایش گلی و چیدنش

و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد

ساده است بهره جویی از انسان دوست داشتنش بی احساس عشقی       

"او را به خود وانهادن و گفتن که دیگر نیمه شب است "

ساده است لغزشهای خود را شناختن با دیگران

زیستن به حساب ایشان و گفتن که من این چنینم ساده است که چگونه می زیم . 

باری زیستن سخت ساده است و پیچیده نیز هم .    

شعر از مارگوت بیکل ، ترجمه احمد شاملو  

نوشته شده توسط سمیه گروسی نژاد |