پلان اول
مثل یک فیلم سینمایی ؛
اینجا زندگی در جریان است
هوا سرد است و مادرم نگران سرماست
و پدرم نگران بچه هایش که آیا گرسنه اند یا نه ؟
پلان دوم
همان خانه ـ همان فضا ـ همان خانواده
سقفی وجود ندارد
پلان سوم
پدر نگران نیست
مادر نگران نیست
بچه ها نگرانی ندارند
پلان چهارم
پدر مرد
مادرمرد
بچه ها مردند !
پلان پنجم
اینجا زندگی در جریان است ... باد ... باران ... شب ... ستاره ... خاک ... تاریکی ... سرما...
.....و ما داشتیم مثل یک کرم چاق میان زباله ها زندگیمان را می کردیم که یک پرنده گرسنه آمد و ما را به منقار گرفت و برای جوجه هایش برد ....
□
اینگونه بود که زندگیمان به پایان رسید !!!![]()