تبليغاتX
اگر شبی از شبهای زمستان مسافری ...

_ _ _ _ _

یک مشت حرف مشترک(به بهانه سحر طلوعی):

 امشب آمده بودم دقیق تر بخوانمت چشمم افتاد به گوشه سمت چپ وبلاگت، روزنامه نگار ،.اهل ورزش و سینما ، کتاب هم می خوانم قاطی پاتی ... سطرها را یکی یکی بالا می آمدم اول از 18 تیر شروع کردم .حادثه دردناکی که همیشه مبهم ماند .. بعد خاطره های خط خطی و چاپ کتابهایی که نویسنده دلش نمی خواسته چاپ شود حالا چه سلینجر باشد و چه  هر کس دیگری آنقدر جلو آمدم تا خاطره خسرو شکیبایی دوباره زنده شد ، وقتی صبح جمعه ای برایم smsای رسید" خسرو شکیبایی مرحوم شد " و   آنقدر گیج شدم که  نمی  دانستم این را شوخی تلقی کنم یا جدی ؟! بعد اخبار و روزنامه ها تاییدش کردند.

 خبر رفتن همیشه واقعی است !

 رسیدم به کابوسهایی که هیچ وقت پایانی ندارد .

و از مراسم افتتاحیه المپیک رد شدم و پازلهای احمقانه ای که این روزها تعداشان آنقدر زیاد است که جای هیچ بحثی را برای هیچ کس باقی نمی گذارد و سریالهای ابگوشتی tv و مزخرفات هر روز بیشتر این رسانه عمومی ... اصلا نمی دانم چرا اینها به جای اینکه درست فکر کردن را آموزش دهند همیشه درست تست زدن را آموزش می دهند !

                                 طرحی از کته کلویس

روزگاری دلم می خواست روزنامه نگار باشم ...   و دوره ای هم پرستار! شاید به خاطرفضای جنگ و جبهه آن موقع بود و البته کتابهایی که می خواندم و یا چه گوارا و کارهایش که ان روزها شده بود رهبر فکر ی من !

 حالا ، من در یک شرکت مزخرف مدیر فروشم و باید هر روز با هزار و یک مشت کثافت و اشغال سر و کله بزنم تا راندمان فروش بالا برود  تا رقم صفرهای حسابهای بانکی اقایان مدیر بیشتر شود تا خستگیهایn مرتبه شدیدم  را تنهاتر به دوش بکشم و یاد بگیرم چگونه دروغگوی خوبی باشم!

.

.

فقط می خواستم بگویم چقدر آرمانگرا بودم و هستم وحالا هم هنوز دلم می خواهد پرستار باشم شاید به خاطر تری سالیوان !

 

+ تاريخ جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 1:8 نويسنده سمیه |

__________________________ ______________ ____________________

می خواست یک تصمیم سریع و فوری بگیرد، خب برای او هیچ فرقی نمی کرد که چه اتفاقی قرار است بیفتد ، تنها هدفش تنوع بود .

می خواست از این حالت تکرار خارج بشه ، حالا به هر وسیله ای که بتواند این کار را انجام دهد...

روزها و ماهها و سالها گذشت و او داشت فکر می کرد تا تصمیم بگیرد که چگونه متنوع شود !!

.

.

--------------------------------------------------

۱. طنز نوشته های علیرضا رضایی همیشه متفاوت بوده .

 

+ تاريخ دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 9:36 نويسنده سمیه |

__________________________ ______________ ____________________